
شاد بودن باید ذاتی باشد و محرک های بیرونی هر چقدر هم قوی باشند به مرور اثر خود را از دست می دهند. شما می توانید در یک محیط شاد و با نشاط قرار بگیرید و لبخند های مصنوعی تحویل دیگران بدهید اما رفته رفته متوجه می شوید که این خود واقعی تان نیست و در حال نقش بازی کردن هستید. اما سوال این است سر چه کسی می خواهید کلاه بگذارید؟ خودتان یا دیگران؟
فرض کنید به یک مهمانی رفته اید و در آن جا دوستان خود را ملاقات می کنید گروه دوستان شما از آدم هایی تشکیل می شود که دوست دارند فارغ از دغدغه های روزمره خود چند ساعتی را با گپ و گفت طنز مانندی بگذارند. حال شما برای این که طرد نشوید چه کار خواهید کرد؟ قطعا حتی اگر ته دلتان غصه دار باشد بازهم لبخند را روی لب های خود خواهید کاشت. بله درست شبیه یک نهال مصنوعی که فقط زیبایی دارد و از درون زنده نیست. حال فکر کنید که مهمانی تمام شده و شما در حال برگشتن به خانه هستید. احتمالا آن لبخند مصنوعی دیگر روی صورت شما تاب نمی آورد و جای خودش را به چهره عادی و یا حتی عبوس شما می دهد. نقاب شما کنار خواهد رفت و من سرزنشگر شما شروع به حرف زدن با شما می کند و به شما سرکوفت خواهد زد که چرا؟ چرا باید من در جمع خودم را جور دیگری نشان دهم. چرا من نمی توانم واقعا شاد و خوشحال باشم و از زندگی ام لذت ببرم. آیا لازم است همیشه خودم را خوشرو نشان دهم تا مورد تایید قرار گیرم؟ اگر چهره ی واقعی خودم را نشان دهم چه می شود؟ اصلا چرا من نمی توانم ادم شادی باشم؟ برای شاد بودن به چه چیزهایی نیاز دارم؟
به راستی ما چه زمانی می توانیم یک شادی واقعی را تجربه کنیم؟ این سوال یک پاسخ آنی و فوری ندارد. شادی واقعی از درون خود آدم سرچشمه می گیرد. اما چگونه می توانیم از درون فرد شاد تری باشیم؟ من در چند پست راهکار آن را به شما نشان خواهم داد.
شاد ,یک ,لبخند ,نشان ,واقعی ,حال ,نشان دهم ,خودم را ,از درون ,شما می ,من در


درباره این سایت