محل تبلیغات شما

 

گاهی اوقات بعد از خوردن زنگ بچه ها دورم میزم جمع می شوند و از اتفاقاتی که در زندگی روزمره شان می افتد برایم صحبت می کنند. این که چقدر من به  حرف هایشان را گوش دهم و با خوشرویی جوابشان را بدهم آن ها را سر ذوق می آورد. بارها شده در کلاس نشسته ام تاقصه هایشان را به طور کامل برایم تعریف کنند و به گونه ای ابراز وجود کنند. آن ها وقتی احساس صمیمیت بیشتری با معلم خود می کنند و می دانند که معلم به حرف هایشان توحه می کند و در شادی هاو غم هایشان شریک است با او پیوند عمیق تری برقرار می کنند و می فهمند صرفا قرار نیست یک رابطه ی خالی از عاطفه در کلاس برقرار باشد. بچه در این سن دوست دارند که بیشتر شنیده شوند و درستی و غلطی کارشان توسط معلمی که یک سال از عمر خود را با او می گذارنند تایید شود. وقتی این اتفاق می افتد و یک درک متقابل صورت می گیرد دلگرمی بچه ها برای حضور در کلاس بیشتر می شود زیرا می دانند که قرار نیست فقط چند ساعتی درس هایی را از بر کنند و روز بعد دوباره آن را از سر گیرند بلکه قرار است عضوی از خانواده ای به نام کلاس باشند که مشکلات و دغدغه هایشان شنیده می شود و به آن توجه می شود و پس از حل آن احساس خشنودی می کنند و حتی در به درس خواندن نیز علاقه بیشتری نشان می دهند.

 

معلم شاد و با روحیه

یک فضای دوست داشتنی

از زنگ تفریح ها غافل نشویم

هایشان ,کلاس ,ها ,یک ,بچه ,برایم ,کنند و ,می کنند ,در کلاس ,می شود ,هایشان را

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

ELÇİN KİTAB ائلچين كتاب کتابخانه حضرت امام سجاد (ع) اردستان ما و آواز